تات(تاتی)...زبان ایرانی قدیم
این زبانها جزو دسته زبانهای شمال غربی ایرانی است.
گویشهای زبان تاتی ایران (Tatic) از دستهٔ زبانهای ایرانی شاخه شمال باختری هستند. گویشهای این زبان روزگاری از آذربایجان تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترکزبان و فارسیزبان شدن بخشی از شمالباختری ایران تنها جزیرههایی از گویشهای تاتی در منطقه به جا ماندهاست. بزرگترین این جزیرهها در جنوب استان مرکزی و استان قزوین ، استان البرز یعنی شهرستانهای زرندیه و تاکستان و بوئینزهرا و شهر اشتهارد و شهرستان طالقان و شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان دیده میشوند.
همچنین زبان تاتی در فهرست میراث ناملموس آثار ملی ایران از استان آذربایجان شرقی نیز ثبت شده است.این زبان در روستای کرینگان ورزقان سخن گفته میشود.نام های دیگر و کاربردشان: هر چند که سخنوران کنونی، همگی، زبان خود را تاتی می خوانند (همانند نیما یوشیج در مقدمه ی اشعار روجا با عنوان – می اتا گپ - می نویسد که: من شاعر زبان تاتی هستم. ) اما پژوهشگرانی نیز می کوشند تا در راستای اهداف پژوهش خویش نام هائی دیگر بر آن بنهند. بیش تر ایشان نام تات و تاتی را نام بومی ندانسته و در پی نامی بومی بر این زبان اند. اما احسان یارشاطر از ایرانشناسان و بنیانگذار بنیاد ایرانیکا در رساله خود، درباره زبان تاتی، که با راهنمایی والتر هنینگنوشته است، نام صحیح این زبان را تاتی میداند. وی اشاره می کند که زبان مردم آذربایجان نه ترکی بلکه زبان تاتی بوده است . نام های پیش نهادی در میان غیر بومیان این گونه است:البرزی: گروهی از پژوهش گران این دسته زبانی را بر پایه پراکنش جغرافیائی سخنوران موجود زبان البرزی می خوانند که برگرفته از نام رشته کوه البرز است.رودباری: شماری از پژوهشگران بر پایه تراکم جغرافیائی سخنوران کنونی حول شهرستان رودبار و رودبار الموت و نیز برای تاکید بر پیوستگی جغرافیایی - زبانی با زبانتالشی آن را زبان رودباری می خوانند.آذری: شماری از پژوهشگران بر پایه شواهد تاریخی حضور جغرافیائی سخنوران در آذربایجان (ماد آتروپاتگان) آن زبان آذری می نامند.دیلمی: شماری بر این پندارند که سرزمینی که آن را دیلمستان می خوانند (به معنی جغرافیای تاریخی قوم دیلم) به این زبان گپ می زدهاند.پیشینه این زبان و سخنوران آنتاتی یکی از کهنترین زبانهای ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژهای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تاتهای ایران متعلق به شهر کهن اشتهارد و دو شهرستان کهن تاکستان و بوئینزهرا در قزوین میباشد. تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تاتهای این مناطق ارائه نشدهاست.
تاتهای این منطقه که به تاتهای جنوب شهرت یافتهاند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی میکنند:اشتهارد و روستاها و دهستانهای اطراف (پسوند اوا در زبان تاتی همان آباد است): شامل مرادتپه، صحت آباد، جعفرآباد، قزل حصار، رحمانیه، مهدی آباد، فرد آباد، مختارآباد، عبدالله آباد، کوشک اوا، مروت اوا، پلنگ اوا، اوپشته، گنگ، جارو، نکوجار، قرقرک و بوجعفر.در دامنهی جنوبی رشته کوه البرز از رودبار الموت، رودبار شهرستان، طالقان، شهرستان رودبار زیتون، رودبار قصران، بومی های شمال تهران شامل بومی های قدیمی تجریش و شمیران و لواسان کوچک و بزرگ و روستاهای آن تا اکثر روستاهای شهرستان دماوند مانند کیلان تات زبان هستند.(بعضی روستاهای شهرستان دماوند مهاجر نشین و کرد یا ترک زبانند(مانند روستای حصار)یا سربندان که کردزبانند. (کیلان - کلون)در شهرستان تاکستان، شهر تاکستان و در بخش اسفرورین، شهر اسفرورین و روستای قرقسین، تات زباناند.در شهرستان بوئین زهرا، شهرهای شال, دانسفهان و روستاهای خیارج, خوزنین, خروزان, ابراهیمآباد و سگزآباد و … تات زبان اند.
زبان تاتی زبان ویژه منطقه تاکستان قزوین، بوئین زهرا و آبادیهای پراکنده در آذربایجان شرقی و اردبیل، از زبانهای در معرض خطر به شمار میآید.در اطراف قزوین نیز روستاهایی نظیر رزجرد، الولک، حصار خروان و... تات زبان اند.تاتهای خلخال(کلور)، جیرنده، طارم، عنبران، میناباد، میرزانق، کلش، سروآباد، پیلهزیر، پیلهرود، جید، لرد، شاهرود، تولش، عنبران علیا، لنکران، ماسالی جمهوری آذربایجان و کجل.
به طور کلی زنجیره مناطق تاتنشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه مییابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخیسگزآباد پایان مییابد.در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت مینمایند. این روستاها به فاصله ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلومتری شهر اراک و در شمالیترین نقطه استان مرکزی واقع شدهاند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه میشوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرجو... سکونت مینمایند.همچنین در لهجه اراکی قدیم واژه های تاتی مثل چنه(چرا) برار(برادر) خوسبیدن(خوابیدن) ملوچ(گنجشک) گل(آویزان) بوویه(پدر) و ... بسیار دیده میشود.روستای ابیانه
مهمترین و دستنخوردهترین گویش تاتی، گویش اشتهاردی است که در استان تهران قرار دارد طبق کتاب تات نشینهای بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالصترین گویش زبان تاتی باشد چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در ۸۰ کیلومتری کرج و ۲۵ کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچنشینهای ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کردهاند. گویش اشتهاردی حتی بهعنوان یکی از گویشهای زبان تاتی معرفی شدهاست که دارای شخصیتی منحصربهفرد است .اگر جستاری صحیح انجام دهیم میبینیم که منطقه تات نشینها به شکل ماه بوده و از اشتهارد شروع شده و به شمال ایران ختم شده ودر آنجا مردم چون از ان سر در نمیاوردند ان را پشت کوهی دانسته. البته به علت اینکه مردم با این زبان آشنا نبوده و شاید آن را تمسخر نیز کرده به همین دلیل که این زبان در حال نابودی میباشد زبانی که آن را به مادهای ایران نسبت داده ولی به قدری کلمات خارجی در آن وارده شده که حالا کم کم دارد به گویش و لهجه تبدیل میشود. لازم به توضیح است که هر یک از شهرهای تات نشین گویش مخصوص خود را دارند[نیازمند منبع].طارم علیا
در حدود ۴ روستا به نامهای سیاهرود، گندمآباد، قوهیجان و نوکیان نیز به زبان تاتی صحبت میشود که این روستاها در طارم علیا-بعد از درام واقع شدهاند. زبان تاتی در این روستاها خیلی کم دستخوش تغییرات گردیده و میشود گفت که از زبانهای تاتی دیگر مناطق کشور غلیظ تر است.[نیازمند منبع]خراسان شمالی
در جنوب بجنورد در جلگه شوقان و در شهرستان جاجرم، شهر سنخواست و روستاهای قدیمی مثل طبر، کرف، خراشا و اندقان تاتی حرف می زنند.در این مناطق، لهجه تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات ها همراه با سایر اقوام و به ویژه با کردها زندگی می کنند.تات های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه ای، جاجرمی، رازی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است.برخی همچون ملک الشعرای بهار بر این عقیده اند که اصطلاح تات در شمال خراسان برگرفته و تغییر یافته اصطلاح"تازیک" یا "تاجیک" است که پس از حمله اعراب به شمال خراسان ابتدا از سوی ایرانیان به اعراب و سپس از سوی اقوام ترک به فارس زبانان اطلاق شده است.واژههای تاتی: در گویش های:اسفروینسگزآبادشالآراندر گویش اسفروینی: برخی از واژههای زبان تاتی به گویش اسفرورین (از توابع شهرستان تاکستان در استان قزوین)کجا: کوآ / kuặ/آنجا: بورَ /Bura/برف: وارَ /vara/پدر: پیه /piya/مادر : مایَه /mặya/برادر: برا /Bərặ/خواهر: خاک (Khak)پسر: پور (Pura)دختر: تیتی (Titi)من: اَز (Az)تو: ته (Ta)ما: آما (Ama)شما: شما (Shema)او (مونث): آیَه (Aya)او (مذکر): آندا (Anda)مرا: چمن (Chemen)تو را: اِشت (Eshte)پریروز: اَپِری (Aperi)دیروز: اَزیر (Azira)امروز: آرو (Aru)فردا: سابا (Saba)پسفردا: پسرا (Pesara)خانه: کی یه (Kiya)حیاط: کِلاگا (Kelaga)باغ: رَز (Raz)بیرون: بَر (Bar)بالا: جُر (Jor)کفش: چُستُه (Chosto)قاشق: کَنچه (Kanche)گربه: مَرچین (Marchin)سگ: اَسبه (seba)مرغ: کرگ (Karg)تخممرغ: کرخا (Karkha)در گویش سگز آباد: برخی از واژههای زبان تاتی به گویش روستای سگزآباد ( از توابع شهرستان بوئینزهرا استان قزوین )خانوادهخانه: چیَپدر: دَدَ (dada)مادر: مایَ (maya)پسر: فِر (fer)دختر: تی تی (titi)خواهر: خاچَ (khcha)برادر : برا (bera)برادر زن: زن براخواهر زن: زن خاجهمادر زن: زن مایَهپدر زن: زن پیهمادر بزرگ : پیلَه مایَعروس: وِِیهداماد: زومامیوهسیب: اَسواَخربزه: چالیچَهگلابی: اَنبریهندوانه: هَندونهَزردآلو: شِلونیکَانگور: اَنجروَزمانامروز: آرِودیروز: اَزیرَپری روز: پَریرَفردا: صَباپس فردا: سَراپسین فردا: پَرچینیپسون فردا: پس پَرچینیظهر: نمِروغروب: دَمِ شومشب: شوءجانورگربه: مَرچینسگ: اَسبگوسفند: چارواگاو: گُئوَگرگ: وَرگمرغ: کَرگَخرگوش: خَروشگنجشک: گُئوشکیوتر: کُوءترپوشاکشلوار: شالوارپیراهن: شویکفش: پوجارکمربند: قیشآب و هوابرف: فرفباران: وارونتگرگ: تی اَرسصفتکوچک: قیجل (ghijel)بزرگ: پیل (pil)خوب: خار (khar)بد: پیس (pis)اشارهاین: جِِِِم (jem)کجا: چوآ ( choa)اینجا: اِندیا (endia)جهاتبالا (زبر): جوئرپائین (زیر): جیراجلو: پَرونعقب: پَساوسط: مونینجاضمایرمن : اَ (a)تو : تَ (ta)او :آ (a)ما : اَما (ama)شما: اماهاین، شما (emahayn,shema)آنها: آهاین (ahayn)در گویش شال: برخی از واژههای زبان تاتی به لهجهٔ شهرشال ( استان قزوین )خانوادهپیَه = پدرمایَ = مادربرا = برادرخاکه = خواهرتتی = دخترپورَ = پسرمیوهرَز = باغ انگورچالج = شالیجانورجیلی = جوجهمرچینه = گربهپاجار = کفشدسِصفتخواریش = خوبی؟نمونه جملهبی = بیابشه = بروکاگو بیش = کجا بودی ؟بی کیه ؟ بفرمایید منزل.چنه = چرا، برای چه ؟نمونه فعلهای تاتی
رساندنarasendon
رسیدن arasesan
افتادن ikatan
انداختن ijayntan
نشستن neshtan
خرد کردن - ریز کردن benjaton
بریدن berian
ریسیدن reshtan
دیدن vintan
رفتن shian
اجازه دادن - امکان دادن ashtan
آمدن omian
آوردن aydan
شیر خوردن از مادر (حیوانات) shet akhardan
شیر دادن به بچه حیوانات bochobAndon
نگه داشتنن - متوقف کردن nia dashtan
خواباندن bokhosondan
خوابیدن khotan
مردن mardan
دوشیدن doshesan
دوختن dotan
گفتن vaatan
زیر دندان خرد کردن bookooroojoston
کشتن - ذبح کردن bookooshton
ساییده شدن boosoonoston
شکستن beshkeston
شکاندن shekastan
ریختن - به زمین ریختن ikardan
با دست فشردن boshghAloston
شستن shoordan
قطع کردن bosAndon
قطع شدن - جدا شدن bososton
ساییدن - آسیاب کردن bossovoston
جا انداختن - در جای خود قرار دادن der antay
واژگون کردن agardenesan
خاموش کردن ikoshtan
پاشیدن opAtan
گرفتن igatan
نهادن (بر جایی نهادن) nayan
گذاشتن به زمین همراه با رها کردن hArengaton
گم شدن (غیر قابل پیدا شدن)avir abian
پرتاب کردن ijayntan
عقب افتادن peykaton
جلو افتادن pish ikatan
در جلوی خود نگهداشتن pishgatan
رها کردن sarAdAyan
از بین بردن - برانداختن varengatan
برگرداندن - بازگرداندن vegardAndon
برگشتن vegardoston
لیسیدن velishton
برداشتن vigiton
برگشتن agar desan
باد دادن خرمن - افشاندن خرمن voshAndon
با دست زیر و رو کردن voshkaloston
دریدن - پاره کردن vozarAndonگویشهای تاتی:این زبان یا گروه زبانی را میتوان به دستههای زیر تقسیم بندی نمود:حدود مرزی استانهای مرکزی، همدان و اراک: وفسیسرتاسر شهرستان رودبار در استان گیلان به ویژه بخش عمارلو و خورگامروستای کیلیت در جنوب باختری اردوباد در نخجوان، جمهوری آذربایجان: کیلیتی (این زبان احتمالاً مرده است)شهرستان ایجرود در جنوب باختری استان زنجان: خوئینی، سعیدآبادی، حلبی، سفیدکمری، بلبوینیجنوب استان اردبیل و شمال استانهای زنجان و قزوین: خلخالی، طارمی و کلورشهرستان مرند و ارسباران (قره داغ) در استان آذربایجان شرقی: هرزندی، دیزماریشمال استان قزوین و جنوب گیلان: الموتی، رودباری، کوهپایهایشهرستان ساوجبلاغ و شهرستان طالقان به ویژه بخش بالاطالقان و وسط طالقانوفسی:این گویش در منتهیالیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده میشود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقاندر غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن میگویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده میشود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است.
لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفتهاند، لهجهای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجههای قدیم پارسی باستان و شاخهای از تاتی ›› مینامند.دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام میبرند. آقای افتخار زاده در کتاب گزیدهای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده مینویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.» و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که درباره گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.
در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونههایی اشاره میشود:
«دیرم» (دارم) : تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا «ته» (تو) : بی ته یارب به بستان گل مرویا «وینم» (ببینم) : گرم دسترس نبی آیم ته وینم «بَسُم» (بشوم، بروم) : بسم آنان بوینم که ته وینند «بوره» (بیا) : دمی بوره بوین حالم ته دلبر «سوته» (سوخته) : بوره سوته دلان با ما بنالیم «واتنی» (گفتنی) : به کس درد دل مو واتنی نهعمارلوییگویشوران تاتی عمارلو در روستاهای کوهستانی کرانه شاهرود و سفیدرود زندگی می کنند. روستاهایی از عمارلو که به گویش تاتی صحبت می کنند:لیاول علیا * پاکده * پارودبار * سنگرود * داماش * گوورد * یکنم * آیینه دیه * بیورزن * اسکابن * انبوه * خرمکوه * کلیشم * لایه * ناوه نواخان لایه * نواخان ناوه * نودیه* ویه * جیرنده
گویش تاتی عمارلو، یکسانی زیادی با زبان پهلوی نشان می دهد:تاتی: خوجچیر = پهلوی: حوچیر، حوژیر = پارسی: خوش چهره، خوش گل، زیبا. نمونه: چه خوجچیرَ بی؟! = چه خوشگل شده؟!تاتی: پیلّه = پهلوی: پیل = پارسی: بزرگ. نمونه: آشآن پیلّه بیبین. = اونا بزرگ شدن.تاتی: بیشیَن = پهلوی: بشدن = پارسی: رفتن. نمونه: اَما بیشیم. = ما بریم.تاتی: زوؤان = پهلوی: زوؤان = پارسی: زبان، زبون. نمونه: مُنی زوؤان دِ بوگوتی. = از زبون من گفته.تاتی: زیندَگی = پهلوی: زیندَگی = پارسی: زِندِگی. نمونه: اَما زیندَگی نُکُدیم. = ما زندگی نکردیم.تاتی: نآم = پهلوی: نآم = پارسی: نام. نمونه: آنی نام اسفندیار بِه. = اسمش اسفندیار بود.تاتی: دیه = پهلوی: دیه = پارسی: دِه. نمونه: جیریندیه دِ بِیمین. = از جیرنده اومدن.تاتی: سرشب = پهلوی: سرشب = پارسی: عصر. نمونه: سرشب بازار دِبَست. = عصر بازار تعطیل کرد.
خطری که این گویشها را تهدید میکند، مهاجرت ساکنان این روستاها به شهر و تغییر زبان نسل نو که در شهرها زاده و بزرگ میشوند است.
گویشهای زبان تاتی ایران (Tatic) از دستهٔ زبانهای ایرانی شاخه شمال باختری هستند. گویشهای این زبان روزگاری از آذربایجان تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترکزبان و فارسیزبان شدن بخشی از شمالباختری ایران تنها جزیرههایی از گویشهای تاتی در منطقه به جا ماندهاست. بزرگترین این جزیرهها در جنوب استان مرکزی و استان قزوین ، استان البرز یعنی شهرستانهای زرندیه و تاکستان و بوئینزهرا و شهر اشتهارد و شهرستان طالقان و شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان دیده میشوند.
همچنین زبان تاتی در فهرست میراث ناملموس آثار ملی ایران از استان آذربایجان شرقی نیز ثبت شده است.این زبان در روستای کرینگان ورزقان سخن گفته میشود.نام های دیگر و کاربردشان: هر چند که سخنوران کنونی، همگی، زبان خود را تاتی می خوانند (همانند نیما یوشیج در مقدمه ی اشعار روجا با عنوان – می اتا گپ - می نویسد که: من شاعر زبان تاتی هستم. ) اما پژوهشگرانی نیز می کوشند تا در راستای اهداف پژوهش خویش نام هائی دیگر بر آن بنهند. بیش تر ایشان نام تات و تاتی را نام بومی ندانسته و در پی نامی بومی بر این زبان اند. اما احسان یارشاطر از ایرانشناسان و بنیانگذار بنیاد ایرانیکا در رساله خود، درباره زبان تاتی، که با راهنمایی والتر هنینگنوشته است، نام صحیح این زبان را تاتی میداند. وی اشاره می کند که زبان مردم آذربایجان نه ترکی بلکه زبان تاتی بوده است . نام های پیش نهادی در میان غیر بومیان این گونه است:البرزی: گروهی از پژوهش گران این دسته زبانی را بر پایه پراکنش جغرافیائی سخنوران موجود زبان البرزی می خوانند که برگرفته از نام رشته کوه البرز است.رودباری: شماری از پژوهشگران بر پایه تراکم جغرافیائی سخنوران کنونی حول شهرستان رودبار و رودبار الموت و نیز برای تاکید بر پیوستگی جغرافیایی - زبانی با زبانتالشی آن را زبان رودباری می خوانند.آذری: شماری از پژوهشگران بر پایه شواهد تاریخی حضور جغرافیائی سخنوران در آذربایجان (ماد آتروپاتگان) آن زبان آذری می نامند.دیلمی: شماری بر این پندارند که سرزمینی که آن را دیلمستان می خوانند (به معنی جغرافیای تاریخی قوم دیلم) به این زبان گپ می زدهاند.پیشینه این زبان و سخنوران آنتاتی یکی از کهنترین زبانهای ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژهای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تاتهای ایران متعلق به شهر کهن اشتهارد و دو شهرستان کهن تاکستان و بوئینزهرا در قزوین میباشد. تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تاتهای این مناطق ارائه نشدهاست.
تاتهای این منطقه که به تاتهای جنوب شهرت یافتهاند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی میکنند:اشتهارد و روستاها و دهستانهای اطراف (پسوند اوا در زبان تاتی همان آباد است): شامل مرادتپه، صحت آباد، جعفرآباد، قزل حصار، رحمانیه، مهدی آباد، فرد آباد، مختارآباد، عبدالله آباد، کوشک اوا، مروت اوا، پلنگ اوا، اوپشته، گنگ، جارو، نکوجار، قرقرک و بوجعفر.در دامنهی جنوبی رشته کوه البرز از رودبار الموت، رودبار شهرستان، طالقان، شهرستان رودبار زیتون، رودبار قصران، بومی های شمال تهران شامل بومی های قدیمی تجریش و شمیران و لواسان کوچک و بزرگ و روستاهای آن تا اکثر روستاهای شهرستان دماوند مانند کیلان تات زبان هستند.(بعضی روستاهای شهرستان دماوند مهاجر نشین و کرد یا ترک زبانند(مانند روستای حصار)یا سربندان که کردزبانند. (کیلان - کلون)در شهرستان تاکستان، شهر تاکستان و در بخش اسفرورین، شهر اسفرورین و روستای قرقسین، تات زباناند.در شهرستان بوئین زهرا، شهرهای شال, دانسفهان و روستاهای خیارج, خوزنین, خروزان, ابراهیمآباد و سگزآباد و … تات زبان اند.
زبان تاتی زبان ویژه منطقه تاکستان قزوین، بوئین زهرا و آبادیهای پراکنده در آذربایجان شرقی و اردبیل، از زبانهای در معرض خطر به شمار میآید.در اطراف قزوین نیز روستاهایی نظیر رزجرد، الولک، حصار خروان و... تات زبان اند.تاتهای خلخال(کلور)، جیرنده، طارم، عنبران، میناباد، میرزانق، کلش، سروآباد، پیلهزیر، پیلهرود، جید، لرد، شاهرود، تولش، عنبران علیا، لنکران، ماسالی جمهوری آذربایجان و کجل.
به طور کلی زنجیره مناطق تاتنشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه مییابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخیسگزآباد پایان مییابد.در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت مینمایند. این روستاها به فاصله ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلومتری شهر اراک و در شمالیترین نقطه استان مرکزی واقع شدهاند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه میشوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرجو... سکونت مینمایند.همچنین در لهجه اراکی قدیم واژه های تاتی مثل چنه(چرا) برار(برادر) خوسبیدن(خوابیدن) ملوچ(گنجشک) گل(آویزان) بوویه(پدر) و ... بسیار دیده میشود.روستای ابیانه
مهمترین و دستنخوردهترین گویش تاتی، گویش اشتهاردی است که در استان تهران قرار دارد طبق کتاب تات نشینهای بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالصترین گویش زبان تاتی باشد چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در ۸۰ کیلومتری کرج و ۲۵ کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچنشینهای ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کردهاند. گویش اشتهاردی حتی بهعنوان یکی از گویشهای زبان تاتی معرفی شدهاست که دارای شخصیتی منحصربهفرد است .اگر جستاری صحیح انجام دهیم میبینیم که منطقه تات نشینها به شکل ماه بوده و از اشتهارد شروع شده و به شمال ایران ختم شده ودر آنجا مردم چون از ان سر در نمیاوردند ان را پشت کوهی دانسته. البته به علت اینکه مردم با این زبان آشنا نبوده و شاید آن را تمسخر نیز کرده به همین دلیل که این زبان در حال نابودی میباشد زبانی که آن را به مادهای ایران نسبت داده ولی به قدری کلمات خارجی در آن وارده شده که حالا کم کم دارد به گویش و لهجه تبدیل میشود. لازم به توضیح است که هر یک از شهرهای تات نشین گویش مخصوص خود را دارند[نیازمند منبع].طارم علیا
در حدود ۴ روستا به نامهای سیاهرود، گندمآباد، قوهیجان و نوکیان نیز به زبان تاتی صحبت میشود که این روستاها در طارم علیا-بعد از درام واقع شدهاند. زبان تاتی در این روستاها خیلی کم دستخوش تغییرات گردیده و میشود گفت که از زبانهای تاتی دیگر مناطق کشور غلیظ تر است.[نیازمند منبع]خراسان شمالی
در جنوب بجنورد در جلگه شوقان و در شهرستان جاجرم، شهر سنخواست و روستاهای قدیمی مثل طبر، کرف، خراشا و اندقان تاتی حرف می زنند.در این مناطق، لهجه تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات ها همراه با سایر اقوام و به ویژه با کردها زندگی می کنند.تات های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه ای، جاجرمی، رازی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است.برخی همچون ملک الشعرای بهار بر این عقیده اند که اصطلاح تات در شمال خراسان برگرفته و تغییر یافته اصطلاح"تازیک" یا "تاجیک" است که پس از حمله اعراب به شمال خراسان ابتدا از سوی ایرانیان به اعراب و سپس از سوی اقوام ترک به فارس زبانان اطلاق شده است.واژههای تاتی: در گویش های:اسفروینسگزآبادشالآراندر گویش اسفروینی: برخی از واژههای زبان تاتی به گویش اسفرورین (از توابع شهرستان تاکستان در استان قزوین)کجا: کوآ / kuặ/آنجا: بورَ /Bura/برف: وارَ /vara/پدر: پیه /piya/مادر : مایَه /mặya/برادر: برا /Bərặ/خواهر: خاک (Khak)پسر: پور (Pura)دختر: تیتی (Titi)من: اَز (Az)تو: ته (Ta)ما: آما (Ama)شما: شما (Shema)او (مونث): آیَه (Aya)او (مذکر): آندا (Anda)مرا: چمن (Chemen)تو را: اِشت (Eshte)پریروز: اَپِری (Aperi)دیروز: اَزیر (Azira)امروز: آرو (Aru)فردا: سابا (Saba)پسفردا: پسرا (Pesara)خانه: کی یه (Kiya)حیاط: کِلاگا (Kelaga)باغ: رَز (Raz)بیرون: بَر (Bar)بالا: جُر (Jor)کفش: چُستُه (Chosto)قاشق: کَنچه (Kanche)گربه: مَرچین (Marchin)سگ: اَسبه (seba)مرغ: کرگ (Karg)تخممرغ: کرخا (Karkha)در گویش سگز آباد: برخی از واژههای زبان تاتی به گویش روستای سگزآباد ( از توابع شهرستان بوئینزهرا استان قزوین )خانوادهخانه: چیَپدر: دَدَ (dada)مادر: مایَ (maya)پسر: فِر (fer)دختر: تی تی (titi)خواهر: خاچَ (khcha)برادر : برا (bera)برادر زن: زن براخواهر زن: زن خاجهمادر زن: زن مایَهپدر زن: زن پیهمادر بزرگ : پیلَه مایَعروس: وِِیهداماد: زومامیوهسیب: اَسواَخربزه: چالیچَهگلابی: اَنبریهندوانه: هَندونهَزردآلو: شِلونیکَانگور: اَنجروَزمانامروز: آرِودیروز: اَزیرَپری روز: پَریرَفردا: صَباپس فردا: سَراپسین فردا: پَرچینیپسون فردا: پس پَرچینیظهر: نمِروغروب: دَمِ شومشب: شوءجانورگربه: مَرچینسگ: اَسبگوسفند: چارواگاو: گُئوَگرگ: وَرگمرغ: کَرگَخرگوش: خَروشگنجشک: گُئوشکیوتر: کُوءترپوشاکشلوار: شالوارپیراهن: شویکفش: پوجارکمربند: قیشآب و هوابرف: فرفباران: وارونتگرگ: تی اَرسصفتکوچک: قیجل (ghijel)بزرگ: پیل (pil)خوب: خار (khar)بد: پیس (pis)اشارهاین: جِِِِم (jem)کجا: چوآ ( choa)اینجا: اِندیا (endia)جهاتبالا (زبر): جوئرپائین (زیر): جیراجلو: پَرونعقب: پَساوسط: مونینجاضمایرمن : اَ (a)تو : تَ (ta)او :آ (a)ما : اَما (ama)شما: اماهاین، شما (emahayn,shema)آنها: آهاین (ahayn)در گویش شال: برخی از واژههای زبان تاتی به لهجهٔ شهرشال ( استان قزوین )خانوادهپیَه = پدرمایَ = مادربرا = برادرخاکه = خواهرتتی = دخترپورَ = پسرمیوهرَز = باغ انگورچالج = شالیجانورجیلی = جوجهمرچینه = گربهپاجار = کفشدسِصفتخواریش = خوبی؟نمونه جملهبی = بیابشه = بروکاگو بیش = کجا بودی ؟بی کیه ؟ بفرمایید منزل.چنه = چرا، برای چه ؟نمونه فعلهای تاتی
رساندنarasendon
رسیدن arasesan
افتادن ikatan
انداختن ijayntan
نشستن neshtan
خرد کردن - ریز کردن benjaton
بریدن berian
ریسیدن reshtan
دیدن vintan
رفتن shian
اجازه دادن - امکان دادن ashtan
آمدن omian
آوردن aydan
شیر خوردن از مادر (حیوانات) shet akhardan
شیر دادن به بچه حیوانات bochobAndon
نگه داشتنن - متوقف کردن nia dashtan
خواباندن bokhosondan
خوابیدن khotan
مردن mardan
دوشیدن doshesan
دوختن dotan
گفتن vaatan
زیر دندان خرد کردن bookooroojoston
کشتن - ذبح کردن bookooshton
ساییده شدن boosoonoston
شکستن beshkeston
شکاندن shekastan
ریختن - به زمین ریختن ikardan
با دست فشردن boshghAloston
شستن shoordan
قطع کردن bosAndon
قطع شدن - جدا شدن bososton
ساییدن - آسیاب کردن bossovoston
جا انداختن - در جای خود قرار دادن der antay
واژگون کردن agardenesan
خاموش کردن ikoshtan
پاشیدن opAtan
گرفتن igatan
نهادن (بر جایی نهادن) nayan
گذاشتن به زمین همراه با رها کردن hArengaton
گم شدن (غیر قابل پیدا شدن)avir abian
پرتاب کردن ijayntan
عقب افتادن peykaton
جلو افتادن pish ikatan
در جلوی خود نگهداشتن pishgatan
رها کردن sarAdAyan
از بین بردن - برانداختن varengatan
برگرداندن - بازگرداندن vegardAndon
برگشتن vegardoston
لیسیدن velishton
برداشتن vigiton
برگشتن agar desan
باد دادن خرمن - افشاندن خرمن voshAndon
با دست زیر و رو کردن voshkaloston
دریدن - پاره کردن vozarAndonگویشهای تاتی:این زبان یا گروه زبانی را میتوان به دستههای زیر تقسیم بندی نمود:حدود مرزی استانهای مرکزی، همدان و اراک: وفسیسرتاسر شهرستان رودبار در استان گیلان به ویژه بخش عمارلو و خورگامروستای کیلیت در جنوب باختری اردوباد در نخجوان، جمهوری آذربایجان: کیلیتی (این زبان احتمالاً مرده است)شهرستان ایجرود در جنوب باختری استان زنجان: خوئینی، سعیدآبادی، حلبی، سفیدکمری، بلبوینیجنوب استان اردبیل و شمال استانهای زنجان و قزوین: خلخالی، طارمی و کلورشهرستان مرند و ارسباران (قره داغ) در استان آذربایجان شرقی: هرزندی، دیزماریشمال استان قزوین و جنوب گیلان: الموتی، رودباری، کوهپایهایشهرستان ساوجبلاغ و شهرستان طالقان به ویژه بخش بالاطالقان و وسط طالقانوفسی:این گویش در منتهیالیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده میشود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقاندر غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن میگویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده میشود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است.
لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفتهاند، لهجهای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجههای قدیم پارسی باستان و شاخهای از تاتی ›› مینامند.دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام میبرند. آقای افتخار زاده در کتاب گزیدهای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده مینویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.» و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که درباره گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.
در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونههایی اشاره میشود:
«دیرم» (دارم) : تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا «ته» (تو) : بی ته یارب به بستان گل مرویا «وینم» (ببینم) : گرم دسترس نبی آیم ته وینم «بَسُم» (بشوم، بروم) : بسم آنان بوینم که ته وینند «بوره» (بیا) : دمی بوره بوین حالم ته دلبر «سوته» (سوخته) : بوره سوته دلان با ما بنالیم «واتنی» (گفتنی) : به کس درد دل مو واتنی نهعمارلوییگویشوران تاتی عمارلو در روستاهای کوهستانی کرانه شاهرود و سفیدرود زندگی می کنند. روستاهایی از عمارلو که به گویش تاتی صحبت می کنند:لیاول علیا * پاکده * پارودبار * سنگرود * داماش * گوورد * یکنم * آیینه دیه * بیورزن * اسکابن * انبوه * خرمکوه * کلیشم * لایه * ناوه نواخان لایه * نواخان ناوه * نودیه* ویه * جیرنده
گویش تاتی عمارلو، یکسانی زیادی با زبان پهلوی نشان می دهد:تاتی: خوجچیر = پهلوی: حوچیر، حوژیر = پارسی: خوش چهره، خوش گل، زیبا. نمونه: چه خوجچیرَ بی؟! = چه خوشگل شده؟!تاتی: پیلّه = پهلوی: پیل = پارسی: بزرگ. نمونه: آشآن پیلّه بیبین. = اونا بزرگ شدن.تاتی: بیشیَن = پهلوی: بشدن = پارسی: رفتن. نمونه: اَما بیشیم. = ما بریم.تاتی: زوؤان = پهلوی: زوؤان = پارسی: زبان، زبون. نمونه: مُنی زوؤان دِ بوگوتی. = از زبون من گفته.تاتی: زیندَگی = پهلوی: زیندَگی = پارسی: زِندِگی. نمونه: اَما زیندَگی نُکُدیم. = ما زندگی نکردیم.تاتی: نآم = پهلوی: نآم = پارسی: نام. نمونه: آنی نام اسفندیار بِه. = اسمش اسفندیار بود.تاتی: دیه = پهلوی: دیه = پارسی: دِه. نمونه: جیریندیه دِ بِیمین. = از جیرنده اومدن.تاتی: سرشب = پهلوی: سرشب = پارسی: عصر. نمونه: سرشب بازار دِبَست. = عصر بازار تعطیل کرد.
خطری که این گویشها را تهدید میکند، مهاجرت ساکنان این روستاها به شهر و تغییر زبان نسل نو که در شهرها زاده و بزرگ میشوند است.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:10 توسط هادی ثامری
|
هیچ گاه به گستاخی دیگران پاسخ ندهید. کسانی که در برابر شما گستاخی می کنند در واقع چهره واقعی خودشان را نشان میدهند نه چهره شمارا. به دل نگیرید و بدون هیچ واکنشی بگذرید.